تبلیغات
همه رفتن کسی با ما نموندش . کسی خط دل مارو نخوندش. همه رفتن ولی این دل مارو، همون که فکر نمی کردیم سوزوندش. که حاشا کرده ای بر در نخورده که آیا زنده ایم یا جان سپرده.که حاشا صحبتی حرفی، کلامی که جزء رفته هاییم ما نمرده. عجب بالا و پایین داره دنیا. عجب این روزگار دلسرده با ما. یه روز دوروبرم صدتا رفیق بود منو امروز ببین تنهای تنها. خیال کردم که این گوشه کنارا یکی داره هوای کار مارا. یکی هم این میون دلسوزه ما هست نداره، آرزو آزاره مارا./ - مطالب طنز فرهنگی
لطیفه های بی نمک | طنز فرهنگی ,

دو مورچه با هم ازدواج می كنند وبچه شان سوسك می شود.چرا؟


جواب:چون بچه دار نمی شدند واز پرورشگاه بچه آوردند

یك روز یه خیار با یك گوجه دعواش میشه گوجه به خیار میگه برو دعا كن كه سیدی و الا میزدم لتو پارت میكردم

یك روز یك مار با جوجه تیغی ازدواج میكنه بچه شون سیم خاردار درمیاد

یك روز یه سوسمار می خواسته گدایی كنه میگه به من مارمولك كمك كنین

یه روز یه مرده با بچه هاش گرگ بازی می كرده جو می گیردش یكی از بچه ها ش را می خوره

یك روز یك تركه می ره كتاب فروشی می گه كتاب ترك باهوش را دارید
صاحب مغازه : نه آقا ما از این كتابهای تخیلی نداریم

دردسرهای ملانصرالدین دوزنه:
ملانصرالدین دوتازن داشته یك روزدوتا زنها بهش گیرمی دند كه زود بگوكه كدوم یكی ازما رو دوست داری , ملا میگه هردوتونو, زنها باز راضی نمیشند, میگن اگه تویك قایق نشسته باشیم وقایق وسط دریا سوراخ بشه كدومو نجات میدی؟ ملا هرچی سعی میكنه ازجواب دادن طفره بره نمیشه آخرش روبه زنی كه پیرتربوده میكنه ومیگه: فكركنم شمایك كمی شنابلد باشین؟!!!

یه روز به یارو میگن امسال تعطیلات كجا میری؟
میگه اگه امام رضا بطلبه میرم شمال

یك روز یك خر لنز آبی می گذارد
میگوید من آهو هستم


نوشته شده توسط موج در یکشنبه 26 فروردین 1386 و ساعت 12:04 ب.ظ
آیا میدانید: | طنز فرهنگی ,

سلام

بی مقدمه :

آیا میدانید: فاصله مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است؟

آیا میدانید: قلب شما روزی 101000 بار میتپد؟

آیا میدانید: دهان شما روزی یک لیتر بزاق تولید میکند؟

آیا میدانید: مردان روزی 40 و زنان روزی 70 تار مو از دست میدهند؟

آیا میدانید: یک انسان بعد از قطع کردن سر از تنش ، 8 ثانیه به هوش میماند؟

آیا میدانید: شما به طور متوسط 15000 بار در روز چشمک میزنید؟

آیا میدانید: زنان دو برابر مردان چشمک میزنند؟

آیا میدانید: مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است؟

آیا میدانید: جلیقه زد گلوله، ضد آتش، برف پاکن های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگر های لیزری توسط زنان اختراع شد؟(من فمنیست نیستم!)

آیا میدانید: فیل ها تنها جانورانی اند که نمیتوانند بپرند؟

آیا میدانید: تمام خرس های قطبی چپ دست هستند؟

آیا میدانید: به طور متوسط ، مردم آن قدر از عنکبوت ها میترسند که نمیتوانند آن ها را بکشند؟

آیا میدانید: پروانه ها با پاهایشان می چشند؟

آیا میدانید: مردان کمتر از زنان حالت موکتی دارند؟

آیا میدانید: پژواک بهترین نویسنده در این وبلاگ است؟!؟!

آیا میدانید: من چرا این مطالب رو نوشتم؟

آیا میدانید: من این مطالب رو از مجله خانه و خانواده پیدا کرده بودم؟

آیا میدانید: شما واقعا وقت آزاد زیادی دارید؟


نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 29 بهمن 1385 و ساعت 01:02 ق.ظ
آگهی می سازیم بابا !!! | طنز فرهنگی ,
خبرگزاری انتخاب : مدتها بود كه تلویزیون لا به لای یك سریال 40 دقیقه ای آنقدر آگهی پخش می كرد كه دیگر صدای همه، حتی دست اندركاران خودش هم در آمده بود تا جایی كه روزنامه ها وخبرگزاریها در مذمت فراوانی پخش آگهیهای تلویزیونی قلم فرساییها كردند. زمانی هم به نظر رسید كه این نوشته ها وگفته ها مثمر ثمر بوده و چند وقتی تقریباً پخش آگهیها به حداقل رسیده بود وما چه خوشحال بودیم كه از شر آگهیهای زیاد تلویزیون خلاص شده ایم ،اما زهی خیال باطل !بالاخره سرو كله مهران مدیری و دار و دسته برره ای اش پیدا شد. حالا این قصه را همین جا بگذارید و با من بیایید، آن طرف بازار... **** شبكه 3 كه در واقع ابداع كننده طنزهای 90 قسمتی شبانه است و سالهاست رویه ساخت این 90 قسمتیها را پیش گرفته بعد از این كه دید از مهران مدیری (بعد از ساخت شبهای برره) خبری نیست. آمد و یك مجموعه هشتاد و چند قسمتی آب بسته شده و از قضا پر بیننده را (نرگس) به روی آنتن برد و در بخش كوچكی از این پروژه عظیم همینطوری الكی داستان را كشید سمت بهینه سازی انرژی و طبق اعتراف سیروس مقدم، اسپانسر جانانه ای مثل وزارت نیرو هم گرفت و الی آخر.. (كه اگر مقدم هم نمی گفت، واضح بود)این داستان راهم همین جا بگذارید و با من بیایید طرف دیگر بازار... **** اصولاً گرفتن اسپانسرهای كوچك برای ساخت سریالها وبرنامه های ریزو درشت چیز غریبی نیست ولی این روزها و با شروع مجموعه باغ مظفر، مدیری شكل جدید ونوینی از گرفتن اسپانسر وتبلیغات جنس و كالا آن هم به صورت زیركانه، گاهی جالب، زمانی خنده دار و در نماهایی هم بی ربط به تصویر كشیده است. (تهیه گچ توسط راوی وحیف نان برای دیوارهای فرو ریخته منزل بردبار خان!) و ظاهراً به جای گرفتن اسپانسرهای كوچك برای ساختن كارهای بزرگ، مدیری آمده و با گرفتن اسپانسرهای بزرگ و تابلو، یك كار كوچك ساخته است. اگر آن زمان، بین یك سریال چهل دقیقه ای 15 دقیقه آگهی پخش می شد، حالا بین یك آگهی 40 دقیقه ای شاهد یك پرده نمایشی پانزده دقیقه ای هستیم كه خدا می داند چه مبلغ نجومی را به عنوان هزینه به خود اختصاص داده است و ما هر شب به جای تماشای «باغ مظفر»، بیننده باغی از تبلیغات رنگ و وارنگ هستیم. آگهیهایی كه با تبلیغ درست مصرف كردن گاز وحتماً مصرف كردن ماهی ومیگو كیلویی فلان قیمت وگچ فلان و ماكارونی بهمان شروع شد و كار كشید به گروه سرود و آگهیهای بهداشتی با نمای درشتی از مایع دستشویی (....) واین روزها هم كه دیگر نور علی نور شده - یكی از شركتهای ارتباطات سیار كه از در و دیوار زندگیمان بالا رفته است نه اینكه كم آگهی هایش را روی بیلبوردها واتوبوسهای شركت واحد و روزنامه ها می بینیم كه پایش به برنامه مدیری هم باز شده وبهانه جدیدی برای لج و لجبازی به دست فروغ ونازی داده است- وهیچ بعید نیست كه در چند شب آینده كار به آنجا هم بكشد كه شاهد آن باشیم كه نازی بردبار كه هیچ نشانه ای از یك كد بانو ندارد، دیس برنج یا قوطی چای را جلو اش گذاشته ودر جواب شیدا یا فروغ كه از نوع وكیفیت آن می پرسند، بگوید: كامران....! یادش بخیر، جای همان آگهیهای 20 دقیقه ای چقدر بین برنامه ها خالی است!
نوشته شده توسط دردسر در پنجشنبه 21 دی 1385 و ساعت 11:01 ق.ظ
مناجات نامه ای | طنز فرهنگی ,
خدا HARD دلم FORMAT مکن / FILD من را خالی برکت مکن

 OPTION غم را خدایا ON مکن / FILE اشکم را خدایا RUN مکن

 DELTREE کن شاخه های غصه را / سردی و افسردگی را هرسه را                               

JUMPER شادی بیا تا SET کنیم / سیستم اندوه را RESET کنیم

 نام تو PASSWORD درهای بهشت / آدرس E-MAIL سایت سرنوشت

ای خدا روز عزل CAD داشتی /MOUSE داشتی تو مگر PAD داشتی؟

 که چنین طرح D3 می‌زدی / طرح خود بر روی CD می‌زدی؟

تا نیفتد BUG در اندیشه‌مان / تا که ویروسی نگردد ریشه‌مان

ای خدا از بهر ما ایمن فرست / بهر دلهای پرآتش FAN فرست

 ای خدا حرف دلم با کی زنم؟ / HELP می‌خواهم که F1 می‌زنم!


نوشته شده توسط موج در دوشنبه 10 مهر 1385 و ساعت 07:10 ق.ظ
فرق دخترها و پسرها برای پول گرفتن از از عابر بانک | طنز فرهنگی ,

 فرق دخترها و پسرها برای پول گرفتن از از عابر بانک

پسرها
با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه میذارن
کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
پول و کارت رو میگیرن و میرن

دخترها
با ماشین میرن دم بانک
به خودشون عطر میزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن
در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن
در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن
بلاخره ماشین رو پارک میکنن
توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن
کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه
کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون
دنبال کارت عابربانکشون میگردن
کارت رو وارد دستگاه میکنن
توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن
کد رمز رو وارد میکنن
10 دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
کنسل میکنن
كارت میاد بیرون و دوباره وارد می كنند
دوباره کد رمز رو میزنن
کنسل میکنن
یه عابری كه از اونجا رد می شده رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو میزنن
دستگاه ارور (خطا) میده
مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن
دستگاه ارور (خطا) میده
بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن
پول رو میگیرن
برمیگردن به ماشین
توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن
استارت میزنن
پنجاه متر میرن جلو
ماشین رو نگه میدارن
دوباره برمیگردن جلوی بانک
از ماشین پیاده میشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
سوار ماشین میشن
کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن
میندازن توی خیابون اشتباه
برمیگردن
میندازن توی خیابون درست
پنج کیلومتر میرن جلو
ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا انقدر یواش میره...)

www.moj_city@yahoo.com


نوشته شده توسط موج در سه شنبه 4 مهر 1385 و ساعت 09:09 ق.ظ
چت عاشقانه | طنز فرهنگی ,

دوباره شب شد و من بیقرارم
كانكت كن زود بیا در انتظارم
بیا من آمدم پای مسنجر
شدم محسور از آوای مسنجر
بیا هارد دلت را ما ببینیم
گلی از گنج هوم پیجت بچینیم
بیا ایكن نمای بی نشانم
كه من جز آدرس میلت ندارم
بیا فرهاد باز بی تو غش كرد
و حتی هارد دیسكم هم كش كرد
بیا ای عشق دات كام عزیزم
به پای تو دبلیوها بریزم
مرا در انتظار خویش مگذار
و یا ز اندازه آن بیش مگذار
بیا ای حاصل سرچ جهانی
بیا اجرا كن آن فایل نهانی
بیا در دل تو را كم دارم امشب
حدودا" صد مگی غم دارم امشب
اگر آیی دعایت مینمایم
دعا تا بی نهایت مینمایم
اگر آیی دعای من همین است
و یا نقل به مضمونش چنین است
مبادا لحظه ای دی سی شوی یار
جدای از آن پی سی شوی یار
مبادا نام ما را پاك سازی
و كاخ آرزو ها را خاك سازی
بمان تا جاودان اندر دل من
بمان تا حل شود هر مشكل من
_________________
بی وفا دیگه دوستم نداری؟

moj_city


نوشته شده توسط موج در شنبه 17 تیر 1385 و ساعت 06:07 ق.ظ
| طنز فرهنگی ,

تا روز و روزگاری دیگر خداحافظ

هر کسی که عکس دسته جمعی قشنگی داره بفرسته

moj_city


نوشته شده توسط موج در سه شنبه 30 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ
| طنز فرهنگی ,

ویژگیهای پسران باکلاس

یک_ برداشتن ابرو به مقدار کافی
دو_ کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار
سه_ بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا
چهار_ نگرفتن ناخن های انگشتان دست
پنج_ بی اطلاعی از تماشای برنامه تلویزیونی
شش_ گوش دادن موسیقی بدون کلام
هفت_ نوشیدن نوشابه های انرزی زا
هشت_ اظهار
نه_ عدم تمایل به ازدواج
ده_ تظاهر به عصبی بودن
و...

آقایان خسته نباشند


نوشته شده توسط موج در شنبه 27 خرداد 1385 و ساعت 07:06 ق.ظ
| طنز فرهنگی ,

سلام ، خدایی اگه دروغ میگم بگید دروغ میگی:

 مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.

زن مکالمه را کشف کرد و شایعه اختراع شد!

مرد کشاورزی را کشف کرد و غذا اختراع شد.

 زن غذا را کشف کرد و رژیم غذایی را اختراع کرد!

 مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد.

 زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!

 مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.

زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد.

 ولی زن همچنان مشغول خرید بود

                         moj_city                     با ما در تماس باشید


نوشته شده توسط موج در چهارشنبه 6 اردیبهشت 1385 و ساعت 05:04 ق.ظ
بله گفتن عروس خانم ها | طنز فرهنگی ,

تا حالا به نوع بله گفتن خانمها سر سفره ی عقد دقت کردید؟!؟

مثلا :
عروس عادی : با اجازه ی بزرگترها . بله ( او بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه)

عروس زیادی مودب : با اجازه ی پدرم ،مادرم،برادرم ،خواهرم
دایی جون ،عمو جون ، .....،زن عمو مهین ،.. ،نوه ی خاله ی عمه منیژه ،اشکان کوچولو مرحوم آقا جان بزرگه ،... قدسی خانم و ...
(این عروس خانم آخر هم یادش میره بگه بله! واسه همین دوباره از اول شروع می کنه به اجازه گرفتن...! )

عروس خارج رفته : با پریمیشن از گریت های فمیلی ....اوه .... یس !

عروس خجالتی :................. اوهوم ...!!

عروس پررو : به کوری چشم مادر شوهر و پدر شوهر و همه فک و فامیلای این (اشاره به داماد) ... آره . ( معرف حضورتون هستند . در این مواقع وضیعت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

عروس پروانه ای : آه ه ه چگونه می توان به پر شور ترین سئوال زندگی بی درنگ پاسخ نگفت ... چگونه می توانم در حالی كه تمامی پروانه های وجودم برای وصال به شمع فروزان زندگی ام بال بال می زنند . . . ... ! ! !

عروس داش مشتی : با اجازه از بر و بچس خونواده . . من كه پایه ام . . . !

عروس هنرمند ( از نوع افاده ایش) :با ا جازه ی تمامی اساتیدم . ملك الشعرای بهار. استاد فورد كاپولا . اساتید برجسته ی تئاتر . مرحوم آنتنی كوئین . روح پر فتوح مرحوم مغفور مرلین مونرو . مرحوم مارلین دیتریش . مرحوم مغفور گری گوری پك و . . . آری .. می پذیرم كه به پای این اتللوی خبیث بسوزم . . ..

عروس فمنیست : یعنی چه ؟ چه معنی داره همش ما بگیم بله . چه قدر زن باید تو سری خور باشه . چرا همش از ما سؤال می پرسن !! یه بار هم از این مجسمه ( اشاره به داماد ) بپرسین . . .!!!

                          با ما در تماس باشید   moj_city


نوشته شده توسط موج در شنبه 5 فروردین 1385 و ساعت 02:03 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ طرحهای شرکت SOM در برنامه ریزی شهری+ برنامه حمل و نقل شهری سازمان ملل متحد+ khabarhay kelaaaaaaas+ درد دل بچه ها+ خسته کار نباشین !!!+ نخستین درود+ من از اسلام شما بدم می آید!!!؟؟؟+ لطیفه های بی نمک+ چرا ...؟+ + به بهانه آخرین جمعه سال+ یه روز سرد !!!!!!!+ آیا میدانید: + آشنایی با واحدهای ترم۴ کارشناسی شهرسازی + ۱+۱۲ نکته مهم در عشق و زندگی ( زندگی و عشق )

صفحات: 1 2