تبلیغات
همه رفتن کسی با ما نموندش . کسی خط دل مارو نخوندش. همه رفتن ولی این دل مارو، همون که فکر نمی کردیم سوزوندش. که حاشا کرده ای بر در نخورده که آیا زنده ایم یا جان سپرده.که حاشا صحبتی حرفی، کلامی که جزء رفته هاییم ما نمرده. عجب بالا و پایین داره دنیا. عجب این روزگار دلسرده با ما. یه روز دوروبرم صدتا رفیق بود منو امروز ببین تنهای تنها. خیال کردم که این گوشه کنارا یکی داره هوای کار مارا. یکی هم این میون دلسوزه ما هست نداره، آرزو آزاره مارا./ - مطالب اسفند 1385
به بهانه آخرین جمعه سال | تالار گفتگو ,

یوسف زهرا چشم انتظاریم !!!

دیر هنگامی است که چشمان انتظار به راهت دوخته و

 جان و دل به شراره های اشتیاقت، سوخته ایم باغ آرزوها

 به شوق بهار روی تو خزان ها را می شمارد و چکامه های خونین شقایق را می نگارد؛

نرگس ها داغ هجر تو بر سینه دارند؛

عروسان چمن جز به مژده جمال دلارایت سر زحجله عیش برنیارند؛

مهدیا!

معراج نشینی بگذار و از پرده غیبت به درای و رخسار محمدی بنمای؛

که خیل منتظران به جان آمده از حقارت و عیدهای دنیایی، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند.

ای گوشوار عرش الهی! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین،

 بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سرخوشیم،

هر بامداد ، یاد طلوع تو را در سینه می پرورانیم و

 پرتو چهره تو را در دیده نقش می زنیم.

عمری است که اشک هایمان را در کوره سوزان حسرت ها انباشته ایم

 و انتظار جمعه ای را می کشیم که جویبار ظهورت از پشت کوه های غیبت

 سرازیر شود، تا آن کوره را بدان آب غاموش سازیم و آن حسرت ها را به دریا ریزیم.

سبکبار تن خسته امان را در زلال آن بشوییم.

ای امید بی پناهان، بیا...بیا.

از ثری تا به ثریا، دل های بی قراران، شیدای یک نگاه توست.

از سوی تا ماسوی جان های بی پناهان، نثار قدم های تو باد.

بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشان و

 قضای عهد انتظار را دستی برافشان.


نوشته شده توسط دردسر در پنجشنبه 24 اسفند 1385 و ساعت 07:03 ق.ظ
یه روز سرد !!!!!!! | تالار گفتگو ,

سلام دوستای دوست داشتنی

شرمنده یه خورده دیر شد آخه خودتون می دونین همیشه خیلی زود دیر میشه ( چه پیام تیمیسی ) .

بگذریم .

پساپس روز مهندسی رو به همتوووووووووووووون تبریک می گم و امیدوارم همتوووووووووووون بتونین با موفقیت این دوران رو سپری کنین .

به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه کنید:

بابا ایول خداااااااااااااااااا  .  داره سنگ تموم میذاره .  آقا چه برفی میااااااااااااااد اینجا . احتمالاْ لایه ازن منفجر شده .

خداییییییییییش غافل گیر کننده بوووووود .

اینجوری بباره باید با اسکی بیایم دانشگاه !!!!!!!!!!

برف خیلی قشنگه ولی من از سرما متنفرم و از این بیشتر متنفرم که تو سرما برم رو کوه و بخوام با صدمه به خودم تفریح کنم . واااااااااااااااای چندشم شد .

راستی این جور که بوووووش میاد ( البته بوش ایران نمیاد هااااااا منظورم رایحه است ) این برفه یه یه هفته ای مهمممونه هااااااا . پس می تونیم بریم تو صحن دانشگاه دانشجو برفی درست کنیم . 

ایول چه دودره بازی بشه واسه استادا و دانشجوهاااااااااااااااااااااا . ما و استاداموووون بدون چوب چوب بازیم یا همون قضیه آب نمیبینیم شنا کنیم ...............

بی خیال . بسه دیگه . خسته شدین دیگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟ پس تا بعد ...


نوشته شده توسط دردسر در دوشنبه 7 اسفند 1385 و ساعت 06:02 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ طرحهای شرکت SOM در برنامه ریزی شهری+ برنامه حمل و نقل شهری سازمان ملل متحد+ khabarhay kelaaaaaaas+ درد دل بچه ها+ خسته کار نباشین !!!+ نخستین درود+ من از اسلام شما بدم می آید!!!؟؟؟+ لطیفه های بی نمک+ چرا ...؟+ + به بهانه آخرین جمعه سال+ یه روز سرد !!!!!!!+ آیا میدانید: + آشنایی با واحدهای ترم۴ کارشناسی شهرسازی + ۱+۱۲ نکته مهم در عشق و زندگی ( زندگی و عشق )

صفحات: