تبلیغات
همه رفتن کسی با ما نموندش . کسی خط دل مارو نخوندش. همه رفتن ولی این دل مارو، همون که فکر نمی کردیم سوزوندش. که حاشا کرده ای بر در نخورده که آیا زنده ایم یا جان سپرده.که حاشا صحبتی حرفی، کلامی که جزء رفته هاییم ما نمرده. عجب بالا و پایین داره دنیا. عجب این روزگار دلسرده با ما. یه روز دوروبرم صدتا رفیق بود منو امروز ببین تنهای تنها. خیال کردم که این گوشه کنارا یکی داره هوای کار مارا. یکی هم این میون دلسوزه ما هست نداره، آرزو آزاره مارا./
| تخصصی ,

پرسشی كه فراروی مخاطبان معماری و شهرسازی در عصر جهانی‌شدن قرار دارد،این است كه شهرهای آینده چه هویتی پیدا می‌كنند؟

[ 14 Apr 2006 ]   [ - ]   [ انسان گلوبال ] 


آیا نسل آینده در شهرهایی خواهند زیست كه بر پایه‌ی تعریف كنونی از این مجموعه‌ی پیچیده انسانی بنا شده، یا فضای نوینی به وجود خواهد آمد كه در آن امواج و تصاویر یا به عبارتی “فرهنگ دیجیتالی” بر روابط میان افراد حاكم خواهد شد؟ همكاری شهرها در عصر اطلاعات چگونه است و چه‌طور می‌توان از تجارب مختلف یا گفت‌وگو با دیگران برای بهبود شرایط زندگی در شهرهای آینده بهره گرفت؟ این پرسش‌های كلیدی جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ معماری نوین یافته است. مقاله‌ی حاضر درصدد پاسخ به برخی از این پرسش‌هاست كه محور آن بر پایه‌ی “همكاری شهرها در عصر اطلاعات” قرار گرفته است.

آیا در آینده شهرها در رقابت خواهند بود یا با هم همكاری خواهند كرد؟ آن‌چه در این مقاله ارائه می‌شود‌، نوعی پیش‌بینی است كه بر اساس شناخت عوامل مرتبط صورت می‌گیرد. عوامل ناشناخته‌ای نیز ممكن است وجود داشته باشند كه درتحلیل حاضر مطرح نشده‌اند، اما در صحت پیش‌بینی مؤثر باشند.

در این‌جا دو سؤال مطرح می‌شود: اول این‌كه، آیا بین شهرهای جهان رقابت وجود خواهد داشت و دوم این‌كه، آیا بین آن‌ها همكاری و تعاون قوی‌تر خواهد شد؟ برای پیش‌بینی وضعیت در این زمینه، لازم است روند گذشته را مرور كنیم. در طی دویست سال گذشته، شهرهایی موفق بوده‌اندكه فرصت‌های شغلی فراهم می‌كرده‌اند. شغل بیش‌تر (از نظر كمی) جذب جمعیت بیش‌تر را نیز به دنبال داشته است: مردم بیش‌تر، خانه‌های بیش‌تر، مدارس بیش‌تر، آرمان‌ها و تقاضاهای در سطح بالاتر، سطح زندگی بالاتر، رفاه بیش‌تر و تولید ناخالص ملی بیش‌تر. تمامی این‌ها، در مجموع، رشد شهر را تعریف می‌كرده و می‌كند؛ رشدی كه در جهات مختلف، در سطوح مختلف و در جبهه‌های مختلف صورت می‌گیرد (از رشد فضایی گرفته تا مادی و فیزیكی، سازمانی و تشكیلاتی تا فرهنگی و روحی و روانی).
در قرن نوزدهم،‌ شهرهایی كه تلاش می‌كردند در سطح جهان مطرح باشند، از نظر مكانی در جوار مسیرهای حمل و نقل استقرار می‌‌یافتند؛ در كنار رودهای بزرگ و مهم، دریاچه‌های بزرگ و اقیانوس‌ها، این شهرها وارد نوعی بازی با یكدیگر می‌شدند كه در آن تعدادی برنده بودند و تعدادی بازنده و بدین‌ ترتیب، رقابت شدید و حذفی بین آنان حاكم بود. هریك سعی داشتند در این رقابت شغل بیش‌تر و جمعیت بیش‌تر را به خود جذب كنند و دیگری را از صحنه حذف كنند.
حمل و نقل هوایی و پیش‌رفت در حمل و نقل بزرگ‌راهی، فرآیند شهرنشینی را در شهرهای غیربندری نیز رو به تكامل برد. به همراه آن، صنعت و تولید، فضای رشد پیدا كرد و خود نیز به موتوری برای رشد شهرها بدل شد.
با این نگاه مختصر و اجمالی به گذشته‌ی شهرها و نوع بازی رقابتی كه بین آن‌ها وجود داشته است، می‌رسیم به 40 سال پیش كه به علت تحولات ایجاد شده در آن زمان، روند رقابت و نوع بازی بین شهرها به تدریج دگرگون شد. به عبارت دیگر،‌ آن‌چه امروزه شاهد آن هستیم، پیش‌زمینه‌ای 40 ساله دارد.
از اوایل دهه‌ی 60 میلادی، اعتقاد و ایمان به كارا بودن علوم و تكنولوژی شدت گرفت. این خوش‌بینی كه در بین عموم مردم وجود داشت، به حمایت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های عظیم مالی از طرفت دولت‌ها و سازمان‌های بزرگ برای دانشگاهیان و محققان تبدیل شد تا بتوانند مدل‌هایی را برای حمل و نقل و كاربری زمین بسازند. از این رو، استفاد از كامپیوتر در رشته‌هایی مانند برنامه‌ریزی، مدیریت، اقتصاد شهری و علوم منطقه‌ای رواج یافت؛ زیرا مدل‌ها نیاز به سیستم‌های اطلاعاتی هماهنگ‌كننده داشتند. در همین دهه، دیدگاه سیستمی در برنامه‌ریزی بسیار محبوب و جذاب می‌نمود و در نتیجه، فرآیند برنامه‌ریزی و مدیریت به‌وسیله‌ی ابزار كامپیوتری تعریف مجدد شد. البته، برنامه‌ریز و مدیر (تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده) در آن دوران، نقش خود را به استفاده از تكنولوژی اطلاعات به منظور دستیابی به تصمیمی خردمندانه محدود كرده بودند، بدون آن‌كه دیدگاه‌های سیاسی یا ارزشی و ایدئولوژیك خود را در آن دخیل سازند؛ یعنی دست‌یابی به تصمیمی بر اساس خرد، حتی اگر با دیدگاه‌ها و نظریات سیاسی و ارزشی شخصی خودشان در تناقض باشد.
در دهه‌ی 70 میلادی، تكنولوژی اطلاعات چهره‌ای كاملاً متفاوت یافت و ذاتاً سیاسی تلقی گردید. در این دهه، استدلال شد كه دنیای بخش دولتی در شناسایی اهداف، نحوه‌ی جمع‌آوری اطلاعات و ارائه‌ی گزینه‌ها با بخش خصوصی كاملاً متفاوت است؛ لذا برنامه‌ریزی و مدیریت از دیدگاه‌های سیاسی و ارزشی جدا نیست. در این دهه، تكنولوژی اطلاعات به عنوان ابزاری برای حفظ ساختارهای موجود و افزایش قدرت و نفوذ به كار گرفته شد.
در دهه‌ی 80 میلادی،‌ نقش برنامه‌ریز و مدیر صرفاً از سیاسی و ارزشی بودن فراتر رفت و اقداماتی مانند مذاكره، توضیح دادن و چانه‌زدن بر سر قوانین بازی را نیز شامل شد. در این چارچوب، تكنولوژی اطلاعات به صرف تكنولوژی بودن كم‌اهمیت شد و آن‌چه مورد توجه قرار گرفت، نحوه‌ی انتقال اطلاعات به دیگران بود.
و بالاخره، در دهه‌ی 90 میلادی، برنامه‌ریزی و مدیریت به عنوان “گفت‌وگو و محاوره” جای خود را به برنامه‌ریزی و مدیریت به عنوان “استدلال و خرد جمعی” داد. به تبع آن، تكنولوژی اطلاعات برای فراهم كردن ساختاری كه از طریق آن و بر اساس مذاكره و مناظره به اهداف جمعی و چالش‌ها و فرصت‌های مشترك دست یابد، دیده شد. در این دوره، بشر به دنبال چیزی فراتر از “دانش” یعنی “هوشمندی” بود.
این دوره تا به امروز ادامه دارد و “عصر اطلاعاتی” نامیده می‌شود. اگر بگوییم كه در تعریف عصر اطلاعات از واژه‌هایی مانند فكس، مودم، كابل فیبر نوری، ماهواره‌های ارتباطی،
E-mail، اینترنت، Videoconferencing، بزرگ‌راه اطلاعاتی، واقعیت‌ مجازی و Multimedia استفاده می‌شود، می‌توانیم ادعا كنیم كه فضای شهر و محله،‌ هم در حال دگرگونی و تحول است. با این دید، تكنولوژی اطلاعات ابزاری است برای ایجاد یك منطق سازمان‌‌دهنده‌ی جدید.
برخی صاحب‌نظران مانند امانوئل كاستلز معتقدند كه، این منطق جدید روابط بین مناطق فقیر و غنی، كار و سرمایه، فرد و جامعه را سازماندهی مجدد می‌كند. تصویری كه كاستلز از آینده ارائه می‌دهد، چندان خوشایند نیست. اما تحلیل او باعث می‌شود سؤالات مهم‌تری مطرح شود. برای مثال، آیا دولت‌های محلی و حتی ملی اهمیت خود را در مقابل برتری اطلاعاتی سازمان‌های چندملیتی قدرتمند، از دست خواهند داد؟ آیا انقلاب اطلاعات به ایجاد نابرابری بیش‌تر بین ملل غنی و فقیر منجر خواهد شد؟ آیا درون “شهرهای دوگانه” مدیران و رؤسا به علت دسترسی بیش‌تر به اطلاعات از سایر مردم، پرقدرت‌تر و ثروتمند‌تر خواهند شد؟
در وهله‌ی اول،‌ به نظر می‌رسد كه در عصر اطلاعات، به علت جهانی‌شدن اقتصاد، رقابت بیش‌تر و شدید‌تری برای جذب سرمایه‌گذاری بین شهرها درخواهد گرفت. در كنار این رقابت، نوعی تمركزگرایی و تمركززدایی نیز به طور هم‌زمان شكل می‌گیرد؛ تمركزگرایی در ساخت پیام‌ها و تمركززدایی در دریافت پیام آن‌ها. یعنی نوعی جهان ارتباطی شكل می‌گیرد كه از یك طرف جهان، پیام تولید می‌شود و به سایر نقاط جهان آن پیام تحمیل می‌گردد؛ در در حالی‌كه ارتباط بین جوامع كوچك‌تر قطع می‌شود و بدین‌ترتیب،‌ فضایی از جریان ارتباطی متباین شكل می‌گیرد.
در این تصور ظلمانی، جوامعی هر روز به تولید اقتصادی و قدرت‌ نظامی خود می‌افزایند كه در تولید و پردازش اطلاعات قابلیت و توانایی‌ بیش‌تر داشته باشند.
این استدلال می‌تواند تا آن‌جا پیش رود كه به علت این دگرگونی‌ها، سلسه مراتب شهری در جهان تقویت شود. در قله یا در رأس این سلسله مراتب، “شهرهای جهانی” قرار می‌گیرند (مانند نیویورك و توكیو). در رده‌های بعدی، شهرهای منطقه‌ای و بعد، شهرهای ناحیه‌ای قرار می‌گیرند كه همگی در سطح خود در رقابت خواهند بود.
آن‌چه ارائه‌ شده، با شرایط قرن بیستم سازگار است. اما استدلال دیگری در این‌جا ارائه می‌كنم كه با دهه‌ی حاضر و قرن حاضر سازگارتر است و آن این‌كه، انگیزه‌ی فراوان برای این وجود دارد كه شهرها به جای رقابت حذفی، با هم “تعاون” داشته باشند. اگرچه در یك مورد رقابت شدید بین شهرها وجود خواهد داشت (كه بعداً اشاره خواهد شد)، با این همه در همین رقابت، همكاری و تعاون شهرها بیش‌تر خواهد شد و این را می‌توانیم دوگانگی قرن حاضر قلمداد كنیم.
همان‌طور كه در روند شكل‌گیری عصر اطلاعات از 40 سال پیش تا كنون مطرح شد، از دهه‌ی 90 به این طرف، اساسِ كار، دست‌یابی به “استدلال و خرد جمعی” بوده است؛ یعنی فراهم كردن ساختاری كه از طریق آن و بر اساس مذاكره، چالش‌ها و فرصت‌های مشترك مورد توجه قرار گیرد. این امكان بر اساس “تئوری بازی” فراهم می‌شود، به طوری كه تعاون همكاری بین شهرها به جای آن‌كه باعث گردد یك بازیگر برنده و دیگری بازنده شود، منجر به بازنده شدن همه‌ی آن‌ها می‌شود.
اولاً در این بازی‌، شهرها برای جذب سرمایه به بیرون نگاه نمی‌كنند، بلكه تلاش می‌كنند از درون به جذب سرمایه بپردازند. به عبارت دیگر، برای تولید شغل و توسعه‌ی اقتصادی، سرمایه‌گذاری از بیرون برای شهرها كم‌اهمیت‌تر می‌شود و تحریك رشد درونی استفاده بهتر از منابع موجود با اهمیت‌تر می‌گردد.
دوم، شهرها در دهه‌ی حاضر با چالش‌ها و فرصت‌های مشابه و مشتركی مواجه هستند، مانند محیط‌ زیست شهری، تبعیض اجتماعی، حمل و نقل كارآمد و … یك شهر از طریق همكاری با شهرهای دیگر، از سیاست‌های موفق آن‌ها یا از تجربه‌های آن‌ها بهره می‌برد.
سوم، با توجه به قوی‌تر شدن ارتباط منطقه‌ای مانند اتحادیه‌ی اروپا، شهرها نیاز دارند با هم‌صدا و یك‌دل شدن، بر سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌هایی كه در سطح ملی بین كشورهای اتحادیه‌ها شكل می‌گیرد، تأثیر بگذارند. برای مثال، در سال 86 میلادی، شهرهای بارسلون، فرانكفورت، میلان، رتردام، لیون و بیرمنگهام گفت‌وگو را بین خود آغاز و موافقت كردند تا صدای واحدی در اروپا داشته باشند و به جای رقابت با یكدیگر، بر تصمیم‌گیری‌های دولت‌هایشان تأثیر بگذارند. امروز، پس از گذشت 16 سال، تعداد شهرهایی كه با گفت‌وگو سعی در دست‌یابی به خرد جمعی دارند، به 97 كشور شهر با جمعیتی برابر با یكصد میلیون نفر رسیده است. به همین دلیل، شهرها به نسبت یك دهه‌ی پیش، نفوذ بیش‌تری بر تصمیم‌هایی كه در سطح اروپا گرفته می‌شوند، پیدا كرده‌اند و اكنون اتحادیه‌ی اروپا به مسائل و همین‌طور، فرصت‌هایی كه مناطق شهری فراهم می‌كنند – نسبت به گذشه – توجه بیش‌تری دارد. این توجه هم در زمینه‌ی اختصاص منابع مالی به شهرها و هم در برنامه‌ریزی فضایی و كالبدی دیده می‌شود. و بالاخره این‌كه، رقابتی كه بین شهرهای عصر اطلاعات وجود دارد یا خواهد داشت، در جذب افراد متخصص است. اگر در گذشته جذب كارگر ماهر و نیمه‌ماهر مدنظر بود، اكنون رقابت در جذب كسانی است كه در زمینه‌ی تكنولوژی‌ِ اطلاعات مهارت دارند و با این پدیده راحت هستند. شهرها امروز و در آینده سعی می‌كنند محیطی را فراهم سازند كه متخصصین راغب شوند در آن محیط زندگی كنند و در مقابل، تخصص خود را بدون دغدغه در اختیار جامعه بگذارند. شهرهای ما نیز لازم است در این عصر جایگاه خود را تعرف كنند.


نوشته شده توسط مدیریت در شنبه 16 اردیبهشت 1385 و ساعت 07:05 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ طرحهای شرکت SOM در برنامه ریزی شهری+ برنامه حمل و نقل شهری سازمان ملل متحد+ khabarhay kelaaaaaaas+ درد دل بچه ها+ خسته کار نباشین !!!+ نخستین درود+ من از اسلام شما بدم می آید!!!؟؟؟+ لطیفه های بی نمک+ چرا ...؟+ + به بهانه آخرین جمعه سال+ یه روز سرد !!!!!!!+ آیا میدانید: + آشنایی با واحدهای ترم۴ کارشناسی شهرسازی + ۱+۱۲ نکته مهم در عشق و زندگی ( زندگی و عشق )

صفحات: