تبلیغات
همه رفتن کسی با ما نموندش . کسی خط دل مارو نخوندش. همه رفتن ولی این دل مارو، همون که فکر نمی کردیم سوزوندش. که حاشا کرده ای بر در نخورده که آیا زنده ایم یا جان سپرده.که حاشا صحبتی حرفی، کلامی که جزء رفته هاییم ما نمرده. عجب بالا و پایین داره دنیا. عجب این روزگار دلسرده با ما. یه روز دوروبرم صدتا رفیق بود منو امروز ببین تنهای تنها. خیال کردم که این گوشه کنارا یکی داره هوای کار مارا. یکی هم این میون دلسوزه ما هست نداره، آرزو آزاره مارا./ - آگهی می سازیم بابا !!!
آگهی می سازیم بابا !!! | طنز فرهنگی ,
خبرگزاری انتخاب : مدتها بود كه تلویزیون لا به لای یك سریال 40 دقیقه ای آنقدر آگهی پخش می كرد كه دیگر صدای همه، حتی دست اندركاران خودش هم در آمده بود تا جایی كه روزنامه ها وخبرگزاریها در مذمت فراوانی پخش آگهیهای تلویزیونی قلم فرساییها كردند. زمانی هم به نظر رسید كه این نوشته ها وگفته ها مثمر ثمر بوده و چند وقتی تقریباً پخش آگهیها به حداقل رسیده بود وما چه خوشحال بودیم كه از شر آگهیهای زیاد تلویزیون خلاص شده ایم ،اما زهی خیال باطل !بالاخره سرو كله مهران مدیری و دار و دسته برره ای اش پیدا شد. حالا این قصه را همین جا بگذارید و با من بیایید، آن طرف بازار... **** شبكه 3 كه در واقع ابداع كننده طنزهای 90 قسمتی شبانه است و سالهاست رویه ساخت این 90 قسمتیها را پیش گرفته بعد از این كه دید از مهران مدیری (بعد از ساخت شبهای برره) خبری نیست. آمد و یك مجموعه هشتاد و چند قسمتی آب بسته شده و از قضا پر بیننده را (نرگس) به روی آنتن برد و در بخش كوچكی از این پروژه عظیم همینطوری الكی داستان را كشید سمت بهینه سازی انرژی و طبق اعتراف سیروس مقدم، اسپانسر جانانه ای مثل وزارت نیرو هم گرفت و الی آخر.. (كه اگر مقدم هم نمی گفت، واضح بود)این داستان راهم همین جا بگذارید و با من بیایید طرف دیگر بازار... **** اصولاً گرفتن اسپانسرهای كوچك برای ساخت سریالها وبرنامه های ریزو درشت چیز غریبی نیست ولی این روزها و با شروع مجموعه باغ مظفر، مدیری شكل جدید ونوینی از گرفتن اسپانسر وتبلیغات جنس و كالا آن هم به صورت زیركانه، گاهی جالب، زمانی خنده دار و در نماهایی هم بی ربط به تصویر كشیده است. (تهیه گچ توسط راوی وحیف نان برای دیوارهای فرو ریخته منزل بردبار خان!) و ظاهراً به جای گرفتن اسپانسرهای كوچك برای ساختن كارهای بزرگ، مدیری آمده و با گرفتن اسپانسرهای بزرگ و تابلو، یك كار كوچك ساخته است. اگر آن زمان، بین یك سریال چهل دقیقه ای 15 دقیقه آگهی پخش می شد، حالا بین یك آگهی 40 دقیقه ای شاهد یك پرده نمایشی پانزده دقیقه ای هستیم كه خدا می داند چه مبلغ نجومی را به عنوان هزینه به خود اختصاص داده است و ما هر شب به جای تماشای «باغ مظفر»، بیننده باغی از تبلیغات رنگ و وارنگ هستیم. آگهیهایی كه با تبلیغ درست مصرف كردن گاز وحتماً مصرف كردن ماهی ومیگو كیلویی فلان قیمت وگچ فلان و ماكارونی بهمان شروع شد و كار كشید به گروه سرود و آگهیهای بهداشتی با نمای درشتی از مایع دستشویی (....) واین روزها هم كه دیگر نور علی نور شده - یكی از شركتهای ارتباطات سیار كه از در و دیوار زندگیمان بالا رفته است نه اینكه كم آگهی هایش را روی بیلبوردها واتوبوسهای شركت واحد و روزنامه ها می بینیم كه پایش به برنامه مدیری هم باز شده وبهانه جدیدی برای لج و لجبازی به دست فروغ ونازی داده است- وهیچ بعید نیست كه در چند شب آینده كار به آنجا هم بكشد كه شاهد آن باشیم كه نازی بردبار كه هیچ نشانه ای از یك كد بانو ندارد، دیس برنج یا قوطی چای را جلو اش گذاشته ودر جواب شیدا یا فروغ كه از نوع وكیفیت آن می پرسند، بگوید: كامران....! یادش بخیر، جای همان آگهیهای 20 دقیقه ای چقدر بین برنامه ها خالی است!
نوشته شده توسط دردسر در پنجشنبه 21 دی 1385 و ساعت 11:01 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ طرحهای شرکت SOM در برنامه ریزی شهری+ برنامه حمل و نقل شهری سازمان ملل متحد+ khabarhay kelaaaaaaas+ درد دل بچه ها+ خسته کار نباشین !!!+ نخستین درود+ من از اسلام شما بدم می آید!!!؟؟؟+ لطیفه های بی نمک+ چرا ...؟+ + به بهانه آخرین جمعه سال+ یه روز سرد !!!!!!!+ آیا میدانید: + آشنایی با واحدهای ترم۴ کارشناسی شهرسازی + ۱+۱۲ نکته مهم در عشق و زندگی ( زندگی و عشق )

صفحات: